برچسب:
نویسنده: سارا باقری
مگر میشود
شما را تنها گذاشت
و
رفت ...
شما
جان من هستید آقا ...
+
در نوع سخن شما در مورد قدس
هیچگونه اجازه رفتنی دیده نشد ...
+
از آن روز منتظر جوابی از شما بودم ....
تا بالاخره جوابم را دادید
برچسب:
نویسنده: سارا باقری
برچسب:
نویسنده: سارا باقری
برچسب: فرکانس,
نویسنده: سارا باقری
برچسب: فرکانس,
نویسنده: سارا باقری
انگار باید
بعضی از روزها حالت بد باشد ...
باید یکسره یاد گذشته کنی ...
و در کنترل خود ناتوان باشی
چه کسی گفته ؟
گذشته ها گذشته
گذشته ها زنده اند ...
درست مثل امروز
+
مثل امروز که یکباره
چهره ام را
بهم ریخته ...
پاهایم را
شل ...
اشک هایم را
جاری ...
درد قلبم را
جریان ...
نفس هایم را
به شماره ...
دست هایم را
به لرزه ...
تنهایی ام را
به رخ ...
و مرگم را
نزدیک کرده است ...
و آه ای حرف های ناگفته
برچسب: فرکانس,
نویسنده: سارا باقری
باید حلیم بود ...
مثلا
اگر دیگران چیزی گفتن ...
حرفی زدن ...
تهمتی زدن ...
هرچند که ناحق بود ...
هرچند که ناروا بود ...
اما باید سکوت کرد ...
باید حلم از خود نشان داد ...
به خاطر
امام محمد باقر (ع)
به خاطر
امام زمان (ع)
به خاطر خدا ...
+
آرام باشیم و حلیم ...
+
امام محمد باقر (ع):
چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.
برچسب: فرکانس,
نویسنده: سارا باقری
سلام بر شما
ای مادر مهربان ...
نمی دانم چه شده است ...
گویا حکم است که
بی سر و سامان ها راه به جایی نمی برند ...
اصلا انگار بی سر و سامان ها را نمی برند ...
گویا اصلا شما
اجازه رفتن را
به بی سر و سامانها نمی دهید ...
اما
من هر طور شده می خواهم بروم ...
خانم جان ...
من بلد نیستم سر و سامان بگیرم ...
شما
لطفا
سر و سامانم دهید ...
می دانم درخواست بزرگی است ...
اما لطفا ...
خودتان مادری کنید ...
شاید
شما
شهید بزرگوار ...
همچنین
میل داشتید
که
لبخند هم می زدید ...
اما
به دلیل خاصی که در نگاهتان
موج می زند
این کار را نکردید ...
+
قسمتی از آرزویم را برآورده کرده ای بزرگوار ...
ایول ...
+
به امید روزی که
عاصی کنیم،
رژیم اخلال گر جهانی را ...
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب: فرکانس,
نویسنده: سارا باقری
غمگین چشم های پر اشک باران شده ام
اشک و باران هر دو از گونه من
سوی دوست وام می دارد هر سوی من
اهل زمین کجایید؟
مشتاق دوستم
روزگاریست که منِ دوست بی دوست شده ام
برچسب:
نویسنده: سارا باقری
برچسب:
نویسنده: سارا باقری
فی المجموع
نظر این است
که
لال شوید ...
گویا دستور است ...
که
هر که
هر حرفی زد ...
چشم ها را ببندید
و غوغا کنید ...
او باید مظلوم شود ...
او باید محبوب شود ...
+
از خفقان ملولم و نقدم آرزوست ...
برچسب:
نویسنده: سارا باقری